سلام ! خوبین که؟
منم خوبم تو این هفته بی کار تر از همه ی روزام بود قرار بود برم کلاس کامپیوتر ولی دیدک حوصله ی رفتن کلاس رو ندارم........! حالا دارم یه کاری اجام می دم شاید به درد درس ادبیات سال سومم بخوره.........
شاید معلممون اون رو به عنوان یه کار عملی قبولش کنه و یه نمره ی بخور و نمیری بده....
دارم کل شاهنامه رو داخل CD می چپونم.................برای این کار از دوتا برنامه استفاده می کنم(Flash MX 8 & Power Point) کار چنئان سختی نیست ولی خیلی طول می کشه..
چیز جالبی می شه...
ولی فعلا منتظرم تا برادم امتحاناش تموم بشه وقتی ترم تابستونی بگیره منم باهاش برم....
گمون کنم خیلی بهم خوش بگذره......................... ولی یه چیز دیگه هم گمون کنم .....
امتحاناش حدود بیست و هفتم ، بیست و هشتم تیر ماه تموم می شه...
اول یا دوم مرداد می رسه نهم یا دهم مرداد با هم راه می ریم...
به احتمال زیاد تا آخرای شهریور هم اون جا می مونیم ......................................به احتمال زیاد اگه بخوام پست بزنم از همون جا پست می زنم.........................!!!
تو پست قبلیم هم یه نفر به خاطر جکایی که نوشتم ناراحت شده بود از همین جا از همه ی کسایی که نارحت شدن و
به روی خودشون اوردن و نیاوردن معذرت می خوام و قول می دم که دیگه تکرار نشه
به اون یکی وبلاگم هم یه سر بزنید یه چیز جالب توش گذاشتم قالبش رو هم خودم ساختم.........
ممنون می شم که اونجا هم نظرتون رو بگین..........
فعلا بای بای آخ راستی یادم رفت بهتون بگم تو این چند روز هم به کسی نگفتم عذاب وجدان گرفتم
تو رو خدا ببخشیدا که یادم رفت از هفته ی پیش تا حالا دارم خودم رو می کشم که این رو چه جوری بگم
جمله ی خیلی مهمییه می خواستم بگم که خیلی ین.
اینم جمله ی آخر آسمان چشمان آبی خداست، و نگران همیشه ی من و تو
حالا دیگه واقعا بای بای